طنزستان آق دایی
باید پذیرفت همان قدر که آشنایی شیرین است ، جدائی تلخ است اما باید بپذیریم کــه هــــر سلامی خدا حافظی ای در پی دارد . باید بپذیریم که جدائی هم قانون زندگی ست . اگرچه یکایک تان را چون برادران و خواهران و فرزندانم دوست دارم و از لطف و محبت همه ی شما از صمیم قلب سپاسگزارم ...اما هــم اکنون آمده ام تا با شما غزل خداحافظی را بخوانم و چونان کشتی گیر پیر ، کــه در واپسین لحظات وداع ، بوسه بر زمین کشتی مــی زند . بوسه بر میدان طنز بزنم. و در مقابل شما خوبان عزیز،تعظیم کنم و برای همیشه بروم . اگر حرف و کلامی زدم که شما را رنجاندم ، حلالیت می طلبم . « ارادتمند شما «حکیم آق دایی » شاعر بلند آوازه و میان تهی ایران» خدای ناز و خندان » همسر خودت را نشان بگذار ! به «خنده » تبدیل کند !
« من آمده ام تا با شما غزل خدا حافظی را بخوانم »
سلام دوستان گلم ![]()
بدانید که طنازان هم خدائی دارند : « خدای خوب طنازان ،
عیب تان خود گوئی و خود خندی ست؟ چه عیب زیبائی !!
محبت بیاموزیم ، دلمان تلمبه که نیست .
امتحان کنید بعد از ناراحت شدن ، کمی هم آب جوش بخورید.
با هجو گویان ور نیفتید ، گیر سه پیچ تان می دهند !
حالا که آب از سرتان گذشته ، لابد یک شنای حسابی بکنید !
اگر با دختر دو قلوئی که شبیه خواهرش هست ازدواج کردی ،
چرا کمبود محبت ، به خودتان محبت کنید !
طنز پردازان را حقیر نشمارید ، چه کسی می تواند «خون دل » را
| Design By : Night Melody |


